سلام دوستای گلممم.خوبید؟من فائزه هستم و این وبلاگو باز کردم تا لحضاتی توش خوش بگذرونیدو با نظراتتون منو خوشحال کنید. کپی هم آزاده آزاده .لطفا منو تو این کار یاری کنید تا وبلاگو بهتر وبهترش بکنیم.
یک روز صبح روزنامه نگاری داشت به سر کار می رفت که به خاطر تصادفی که شده بود توی ترافیک گیر افتاده بود.
تصمیم گرفت از تصادف خبری تهیه کند .جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودند بنابراین خبرنگار برای رساندن خود به محل تصادف فکری کرد و بعد فریاد زد بذارید رد شم من پسرشم من پسرشم وقتی به صحنه نزدیک تر شد فکر می کنید چی دید؟؟؟!!!!
.
.
.
.
یک الاغ![]()
برچسب:
نویسنده: faezeh