تا حالا دقت کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - تاریخ: 1392/5/30 ساعت: 15:30
تاحالا دقت کردین هر وقت حوصلمون سر میره اولینجایی که میریم سر یخچاله؟
حرکات فوق العاده خانم بادیگارد - تاریخ: 1392/5/28 ساعت: 12:52
اخیییییی - تاریخ: 1392/5/30 ساعت: 15:26
سرنوشت کسی که عاشق میشه!!!!!!!!!!!!!  آخه چراعاشق شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اه
ادامه ی داستان قلعه ی حیوانات - تاریخ: 1392/5/25 ساعت: 17:57
باکسر وکلاور اسبهای جفت گاری از راه رسیدند که به ارامی ودقت سم های پشمالوی خود را روی زمین میگذاشتند تا مبادا حیوانات کوچک میان کاه ها را له کنند.کلاور مادیانی قوی ومیانسال بود که پس از به دنیا اوردن فرزند چهارمش دیگر هرگز نتوانست اندام قبلی خود را حفظ کند .باکسر ٬جانور عظیم الجسه ای بود که تقریبا ۱...
دخترای دهه ی هفتاد - تاریخ: 1392/5/25 ساعت: 17:59
 
التماس دعاا - تاریخ: 1392/5/26 ساعت: 1:47
دوستای خوب خودم تو یکی از وبلاگا دیدم نوشته بود یه دختر دو ساله که عفونت کل بدنشو گرفته و بستریه دکترا جوابش کردن ویه پسر دوسالهکه به علت تومور چشمی چشم چپشو از دست داده دکترام  گفتن که یا باید اب زیر چشم چپشو بگیریم یا تومور کلمغزشو فرا میگیره و خدایی نکرده فوت میشه.ازتون خوااااهششش میکنم اونارو دع...
اشک شمع - تاریخ: 1392/5/23 ساعت: 13:54
نخ داخل شمع٬از شمع پرسید:چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی؟ شمع جواب داد:مگه میشه کسی که تو قلبه منه بسوزه و من اشک نریزم
و خدایی که در این نزدیکیست: - تاریخ: 1392/5/23 ساعت: 13:37
  مردی با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزنیک سار شروع به خواندن کرد اما مرد نشنید،فریاد براورد:خدایا با من حرف بزن!اذرخش در اسمان غرید اما مرد گوش نداد.مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت:خدایا بگذار تو را ببینم!ستاره ای درخشید اما مرد ندید.مرد فریاد کشید:یک معجزه به من نشان بده!نوزادی متولد شد اما مر...
شکسپیر میگه: - تاریخ: 1392/5/21 ساعت: 14:57
هرازگاهی آن که دوستش میداری نشانه ای بفرست تا به یادش آوری که  هنوز برایت عزیز است
به عشق ساحل - تاریخ: 1392/5/21 ساعت: 14:59
تو بشو ساحل قلبم                                       من میشم ماهی مرده تا بگن به عشق ساحل                                 لب دریا جون سپرده 
شیشه تب دار - تاریخ: 1392/5/20 ساعت: 21:37
روی آن شیشه ی تب دار تورا ها کردم                   اسم زیبای تورا بانفسم جا کردم         شیشه بد جور دلش ابری وبارانی شد                    شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم باسر انگشت کشیدم به دلش عکس تورا                عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
قلعه ی حیوانات - تاریخ: 1392/5/20 ساعت: 21:34
اقای جونز مالک مزرعه ی مانور،شب که شد،در قفس مرغ ها را قفل کرد اما فراموش کرد که دریچه ها را نیز ببندد.باحلقه نور فانوسی که اطراف را کمی روشن کرده بود،تلو تلو خوران خودش را به طرف دیگر حیاط رساند ویکراست روانه تخت خواب شد. صدای خروپف خانم جونز فضای اتاق خواب را پر کرده بود.به محض اینکه چراغ اتاق خوا...
خخخخخخخخ - تاریخ: 1392/5/19 ساعت: 15:28
یک روز صبح روزنامه نگاری داشت به سر کار می رفت که به خاطر تصادفی که شده بود توی ترافیک گیر افتاده بود.تصمیم گرفت از تصادف خبری تهیه کند .جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودند بنابراین خبرنگار برای رساندن خود به محل تصادف فکری کرد و بعد فریاد زد بذارید رد شم من پسرشم من پسرشم وقتی به صحنه نزدیک ت...

برچسب‌های مرتبط

یکی بود یکی نابود | یکی بودیکی نبود | جملات عاشقانه | جملات زیبا | مادر ورزش | ژیمناستیک بهترین ورزش | ورزش یعنی ژیمناستیک | فضول همسایه | شعرهای سهراب سپهری | شعرپشت این دریاها